خرید بک لینک
اگر بدووونید تو این چند وقت چقددددر اتفاقای خرتوخری زیادی افتاده برام. مهمترینش اینه که باید مدارکم رو ترجمه کنم .وقتی رفتم مدرک اصل ارشدم رو بگیرم متوجه شدم که مدرک لیسانسم که برای ثبت نام ارشد ضبط م

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 6:04

"اگر کسی ماتریالیست باشد یا مکانیست یا اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید، می توانم تصور کنم که برای او هیچ راه فراری از باور به بیهودگی ای چنین طولانی و پیچیده و عجیب و افتضاح وجود ندارد که همه چیز رو ب

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 6:04

دو فیلم برنده جایزه اسکار Bohemian Rhapsody و Green book رو دیدم. اولی بسیار خوش ساخت بود و نوش جان بازیگر نقش اول مردش که برنده اسکار شد عمیقا حلالش باشه و دومی از اون دست فیلم های ماندگار سینما با فیلمنامه عالی و بازیهای خوب بود.

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 6:04

معمولا آدما تو اینستاگرام روتوش شده و بی نقص هستند. خود واقعیشون اما خیلی فرق داره و حتی تو ذوق میزنه اما این یکی برعکسه. خودش انقدر مهربون و تو دل برو و دلچسب و خواستنیه اما صفحه اینستاش یه جور عجیب غریبیه. خدا کنه همینجوری بمونه. کاش میشد بهش نزدیکتر شد. حیف که اینهمه تفاوت اصولی و اساسی وجود داره!

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 6:04

از آدم برفیها بدم میاد. از ادم برفی ساختن اصلا خوشم نمیاد. الان تلویزیون داشت منظره های برفی نشون میداد با آدم برفیهاشون. اصلا از دیدنش خوشحال نمیشم.

اصلا یاد یکی از بزرگترین تلخیهای کودکیم میافتم. یه عالمه دعا میکردم که برف زیاد بیاد که بشه آدم برفی درست کرد. اما با یه نگاه آفتاب اول سر و صورتش از ریخت میافتاد و بعد کلا آب میشد. جلوی چشمات اونهمه زحمت و آرزو آب میشد.

دلم نمیخواد آدم برفی بسازم.

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 6:04

چرا هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند؟ من با این موضوع مشکل دارم. آدم باید نتیجه عملشو ببینه که ترغیب بشه به تقرب. حالا بلافاصله نشد باشه قبوله ولی دیگه نه اینکه یه عاااالمه طول بکشه

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

به تازگی کتاب " پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد" را خواندهام. کتاب راجع به زندگی پیرمردصدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد بود! زندگی قبل از فرار و بعد از فرارش و خلاصهای از

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

یه همکلاسی تو یه کلاسی چند وقت پیش داشتم که خیلی ناز و ملیح به نظر می رسید. از من 7 یا 8 سال کوچکتر بود. بعد از کلاس هم تو اینستا فالوش کردم. سر کلاس یه بار گفت که از این جلسات عرفان ح.ل.ق.ه می ره. خی

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

یه معلم داشتم یه بار سر کلاس یه قصه تلخ تعریف کرد و گفت :" خوبی زندگی به اینه که میگذره"

همون موقع فکر کردم بدی زندگی هم، اینه که " میگذره"

نمیدونم این خوبه یا بده که : "میگذره"

خوب یا بد زندگی همینه

"میگذره"

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

نداند به جز ذات پروردگار/ که فردا چه بازی کند روزگار امروز یه روزی بود که دلم میخواد فردا خیلی زیر و رو بازی کنه روزگار !و آرزوی خیلی بعیدی دارم که یکسری از آدمایی که امروز باهاشون مراوده داشتم، فردا

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

نه پای رفتن دارم نه نای موندن. دو روز میخوایم زندگی کنیم چرا اینقدر باید دغدغه داشته باشیم. همه به من می گن: تو که دغدغه نداری. دختر مجردی! چه دغدغه ای داری؟! چرت و پرت می گن. آدما که از زندگی آدم خبر

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

ساعت پنج و بیست دقیقه صبح است و من بیش از یک ساعت است که بیدارم. ناگهان با استرس از خواب بیدار شدم. سردم بود. سرد است. این روزها برای اولین بار معنای کنار هم قرار دادن سیاهی و سرما را می فهمم. این روز

برچسب: نویسنده: غزل پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 14:39

صفحه بندی